تبليغاتX
آگورا


[مطلبِ نسبتاً مفصلِ زير ياداشتی است از رفيقِ عزيزم رئوف طاهری كه اخيراً در سايت جرس منتشر شده و دسترسی به آن در شرايطِ كنونی كار بسيار دشوار و گاه محالی است. متن كامل آن را در ادامه خواهم آورد. دامون.] (متن کامل)


+ نوشته شده در شانزدهم دی 1388   توسط دامون افضلی  | 


1- اين روزها همراه با پيچيده و بغرنج­تر شدنِ پيكارهای سياسیِ مردم، نوشتن و حرف­زدنْ علی­رغمِ تكثر و تعددِ موارد تحقق­شان، و شايد درست به همين دليل، بيش از پيش سخت و گاه ناممكن شده است. با هر پيچشی كه واقعيتِ بی­واسطه و پيشِ رویِ ما به خود می­گيرد، بيشتر و بيشتر، اين عجز و ناتوانی از فكر كردن در بابِ وضعيتِ كنونی­مان به چشم می­آيد. پيداست كه نوشتن از اين ناتوانی و سترونی و به ميان آوردن­اش، خود، چيزی نيست مگر شكلی ديگری از همان شكست؛ يا حداقل دست و پا كردنِ بهانه­ای برای طرحِ شرمگينانه­ی.... (متن کامل)


+ نوشته شده در نهم دی 1388   توسط دامون افضلی  |