[مطلبِ نسبتاً مفصلِ زير ياداشتی است از رفيقِ عزيزم رئوف طاهری كه اخيراً در سايت جرس منتشر شده و دسترسی به آن در شرايطِ كنونی كار بسيار دشوار و گاه محالی است. متن كامل آن را در ادامه خواهم آورد. دامون.] (متن کامل)
1- اين روزها همراه با پيچيده و بغرنجتر شدنِ پيكارهای سياسیِ مردم، نوشتن و حرفزدنْ علیرغمِ تكثر و تعددِ موارد تحققشان، و شايد درست به همين دليل، بيش از پيش سخت و گاه ناممكن شده است. با هر پيچشی كه واقعيتِ بیواسطه و پيشِ رویِ ما به خود میگيرد، بيشتر و بيشتر، اين عجز و ناتوانی از فكر كردن در بابِ وضعيتِ كنونیمان به چشم میآيد. پيداست كه نوشتن از اين ناتوانی و سترونی و به ميان آوردناش، خود، چيزی نيست مگر شكلی ديگری از همان شكست؛ يا حداقل دست و پا كردنِ بهانهای برای طرحِ شرمگينانهی.... (متن کامل)